در مطلب قبلی سئوالی مطرح شد که از دید نگارنده بسیار با اهمیت بود و آن اینکه : کسانی که در پی خروج زنان از صحنه کار و اشتغال هستند چه هدفی را دنبال میکنند؟ امید آن میرفت که دوستان در بحث شرکت کنند و نظرات این عزیزان را در مورد سئوال فوق می خواندیم که اینچنین نشد.با توجه به اخبار چند روز اخیر به نظر میرسد سئوال فوق ملموس ترشده است پس بر آن شدم که مطلبی هرچند کوتاه و مختصر در همین ارتباط بنویسم.
نظام اقتصادی ایران نوعی نظام سرمایه داری است و در نظام سرمایه داری نقش سرمایه و پول در روند زندگی مردم نقش پر رنگی را بازی میکند و به عبارت دیگر پول و سرمایه یکی از ابزارهای قدرت محسوب میگردد.دور نگه داشتن زنان از فعالیت اقتصادی و تولید ثروت عملا آنان را بسوی وابستگی و زیست مشروط سوق میدهد.به عبارت دیگر بجای اینکه به آنها ماهیگیری یاد داده شود ماهی داده میشود*! ماهیهای مشروط !!
از طرف دیگر هر روند اقتصادی که سود آن قابل توجیه نباشد محکوم به شکست است.شما به عنوان کارفرما وقتی قرار باشد “حقوق برابری بدهید” ترجیح میدهید کدامیک از موارد زیر را انتخاب
یکی از بخشهایی که در موضوع مهریه به آن پرداخته شد مهریه و حقوق اقتصادی بود.یکی دیگر از ابزارهایی که میتواند زن را برای رسیدن به حقوق اقتصادیش کمک کند موضوع نفقه است.در این مقال خواست و اراده بر آن است که به این موضوع پرداخته شود.
همانطور که در موضوع مهریه هم به آن اشاره شد با توجه به قوانین ، عرف و سنت حاکم بر ایران در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهدهدار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود و زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد.
توجه به چند نکته قابل تامل است:
الف-قانون مدنی ایران شماره ی 1105،در رابطه ی زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.روی کلمه خصیصه دقیق شوید اگر میگفت حق شاید میشد بحث کرد و به نتیجه رسید ولی وقتی میگوید خصیصه دیگر جای بحث باقی نمیگذارد.مثلا شور بودن خصیصه نمک است و جای بحثی ندارد.وقتی ریاست خانواده با مرد است تمکین و اطاعت از او چیزی غیر عادی به نظر می آید؟!
ب-قانون مدنی ایران شماره ی 1117،شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح

بزرگترین دلیل غیر منطقی وجود مهریه،تاکید مفرط بر مهریه به عنوان ارزش زن است.مهریه به عنوان تنها تکیهگاه زن ایرانی به عنوان تضمین آینده تلقی میشود و به تدریج این سیستم قیمتگذاری بر روی زن که فینفسه اهانت به ذات انسانی اوست، علاوه بر یک سلاح به یک ابزار ارزشی برای خود زنان مبدل شده است! هر چه میزان مهریهی دختری بالا باشد، تفاخر او بیشتر است.ولی حقیقت امر این است که همه میدانیم نه میزان مهریه بالا به طور مطلق موجب ثبات زندگی میشود و نه موجب ارزش و اعتبار زن نزد همسر وی خواهد شداز طرفی با توجه به قوانین موجود دلایل منطقی هم وجود دارد.از آنجایی که در قوانین زوج مى تواند مانع کار، تحصیل، خروج از کشور و حتى خروج از منزل زوجه بشود و علاوه بر این، حق نگاهدارى فرزندان بعد از ۷ سالگى و حق جدایى را دارد، درحالى که زوجه (که معمولاً فقط خانه دار است) و از همه این ابزارها محروم است و به سادگى حق جدایى و رهایى ندارد، در چنین شرایطى، مهریه تنها ابزار موجود است که مى تواند تا حدى جلو سوءاستفاده هاى احتمالى طرف دیگر را بگیرد و با این ابزار
نظرات جدید