در طرح تحول اقتصادی که قرار است در آن بخش عمده بیش از صد هزار میلیارد تومان یارانه انرژی و نان به صورت نقدی و متوازن یا پلکانی به افراد جامعه پرداخت شود، آثار تورمی ناشی از افزایش نقدینگی و تقاضای حاصل از آن، بسیار شدید پیشبینی میشود. … بر پایه محاسبات صورتگرفته در مدل بانک جهانی که در سال 2003 تدوین شده و گفته میشود پرداخت نقدی یارانهها از آن الگوبرداری شده، سه برابر شدن قیمت بنزین اثر تورمی معادل 40 درصد بر جا خواهد گذاشت، در حالی که در اوضاع کنونی و با توجه به ارقام جهانی و هزینههای تمامشده، حذف یارانهها از حوزه انرژی، موجب شش برابر شدن قیمت برق، ده برابر شدن قیمت گاز، سی برابر شدن قیمت گازوئیل، شش برابر شدن قیمت بنزین میشود که نتیجه این افزایش قیمتها در خوشبینانهترین حالت اثر تورمی بیش از صد درصد در سال نخست خواهد بود.
- تابناک
مطلب فوق یکی از تازه ترین مطالبی است که در مورد طرح تحول اقتصادی منتشر شده است. طرحی
تفاوت عمده ای میان تبلیغات مربوط با کامپیوتر و فناوری اطلاعات در میان رسانه های ایرانی و خارجی وجود دارد. وقتی شما به یک مجله با هفته نامه ایرانی نگاه می کنید. بیشتر تبلیغات برای سخت افزار هاست و مخصوصا آن دسته از سخت افزار هایی که نیاز عمومی ندارند مانند سرورها، دستگاه های تخصصی، نرم افزار های جامع مالی اداری و … در این میان شرکت های نرم افزاری و سایت های اینترنتی بسیار ضعیف هستند. اما در نشریات خارجی این موضوغ کاملا تفاوت دارد برای نمونه شما در نشریات کامپیوتری خارجی هیچگاه تبلیغ شرکت تولید کننده مادربورد را مشاهده نمی کنید، و یا تبلیغ شرکت تولید کننده کابل های شبکه، بلکه تبلیغات و اطلاع رسانی در نشریات عمومی کاملا عمومی است.
به نظر من به تنهایی و با یک نگاه به این موضوع می تواند اختلاف میان فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات در ایران و خارج را با هم مقایسه کرد و حتی رشد فناوری اطلاعات را در میان جامعه از همین مسیر دنبال کرد. تا زمانی که عمده تبلیغات در رسانه ها مربوط به زیر ساخت ها می باشد نه خدمات.
باید نتیجه گیری کنیم که استفاده از فناوری اطلاعات هنوز در ایران مخصوص گروه خاصی است و مهم
امروز داشتم این نوشته ی آق بهمن رو میخوندم. چقدر اون پاراگراف آخرش آشنا بود:
لامصب فضا یکجوری شده آدم میخواهد بنویسد حضرت علی دستش میلرزد. یکی از دوستانم میگفت نمیدانم به خیلیها باید بگویم خداحافظ یا نه؟ گفتم چطور؟ گفت آخر فکر میکنم که شاید خدا را قبول نداشته باشند. به جایش میگویم تا بعد یا فعلاً. جلالخالق.
دیروز یکی از دوستان که اصلا آدم مذهبی یا حتی معتقدی هم نیست عازم حج بود. وقتی می خواست خداحافظی کنه واکنش ها عجیب بود! مثلا به ش میگفتن از تو دیگه انتظار نداشتیم! تو هم؟! آخه چرا؟ واقعا می خوای پولت رو خرج کنی دور یه مکعب سیاه بگردی که چی؟ بیا برو ترکیه خوش بگذرون! نکنه فکر میکنی اینطوری گناهانت پاک میشه و از این حرف ها! البته اون خودش میگفت آدم باید جستجوگر باشه و یه چیزهایی رو یک بار هم که شده امتحان کنه.
به این فکر میکردم که اگه مثلا میگفت دارم میرم تبت توی یکی از معابد اونجا مراقبه کنم یا یه آتشکده رو در فلان جا فقط ببینم همون آدم ها چه واکنش هایی داشتند! اوه چه جالب! ایول! آره یکی از فامیلای ما هم رفته بود میگفت خیلی حس خوبی به آدم میده! خیلی
به دلیلی که در ادامه می آید با حرص همشهری جوان رو ورق می زدم و آماده ی گیر دادن بودم که سوژه پیدا شد! تصویر زیر: (نشست مدیر مسئول دو هفته نامه ی موفقیت و طرفداران نشریه - همشهری جوان شماره 164 صفحه های 44 و 45)

حالا عکسی رو ببینید که من روش برچسب زدم. هیچ توضیح دیگه ای ندارم. فقط ببینید!

—
اما دلیل عصبانیت همانا ناتور دشت بود و بس! بعد از عمری نشستیم سر ضبط با کلی انرژی مثبت و اینا! آخرش چی موند؟ یه منِ عصبانی، 4 عدد هد ستِ نویز زا، یک عدد لپ تاپ با کارت صدای مزخرف، یک عدد PC زپرتی که کمکی به حل مسئله نکرد، فصل بیست ناتور دشت که باز مونده بود و یک لیوان چهارتخمه که بعد از یک ساعت سرو کله زدن با نویز (نویز که میگم فکر نکنید یک وز وز بی بخار بود! صدای طوفان!!) به همان صورت یخ کرده سر کشیده شد! اگر تا
درود به دوستان خوبم
بر اساس پیشنهادی که به مهدی دادم قرار شد که ما یک سری گفتگوهایی به صورت پرسش و پاسخ، مانند یک برنامه میزگرد، داشته باشیم.
من، نخستین دور میزگردهای گفتگو را با این سوژه آغاز می کنم: پاسخ به گلایه های اقلیت های قومی ایران به وسیله یک پارسی.
یک توضیح باید بدهم. من، ایران را نه برای اینکه زادگاه من است، و زبان پارسی را نه برای اینکه زبان مادری و پدری من است، بلکه اینها را با پژوهش و اندیشه بسیار زیاد، شناخته ام، و این چنین است که “گر آتش ببارد به پیکرم، جز مهرت در دل نپرورم” سخنی به جا و درست درباره من است. هیچ گونه تعصبی هم درباره آنها ندارم.
امیدوارم، تا آنجا که ممکن است، کسانی که در این گفتگو شرکت می کنند تلاش کنند از تعصب و یک سو نگری دوری کنند. در ضمن دوستان خود را نیز آگاه کنند تا آنها نیز در این گفتگو شرکت کنند.
نوشته های شما، هر چه که باشد، تا آنجا که مدیران Doxdo بتوانند، پاک نخواهند شد. ولی از شما درخواست می شود تا آنجا که ممکن است به کسی توهین نکنید، و به گفتار نیک، پندار نیک، و کردار نیک پایبند باشید.
منتظر شما هستم.
Human brain evolved for many millions years sustaining the consciousness of risk that helped us to stay alive running from predators and hiding from vulnerabilities. On one side, this million-year experience makes our consciousness of risk a pretty perfect one, since it helped us to survive during hundreds of thousands of centuries of expansion, but on the other side, the term risk sounds a little bit exaggerated especially when quoted by Online network computer safety tipster s of today.
According to recent Net computer security and online identity fraud research, the British Police are being informed about a new Internet crime event every 10 seconds. This accounted for over GBP 300 millions amount that is lost for private and business bank customers in the British Isles in 2007. However, many online safety specialist s claim that vast majority of online crime s are never reported because they haven’t been detected or were of a lesser severity.
They don’t risk their lives to get money, they don’t shoot at anyone any more, they don’t even do any physical harm to their victims. Today’s crime exercised online, the Internet crime, uses computer security holes and threats to PC safety in software and equipment to
من معذرت! شکلک خجالت به توان بینهایت! عید همه مبارک! D:
ناتور دشت فصل نوزدهم - حجم 3 مگابایت - تقریبا 11 دقیقه
Page 1 of 6912345»...Last »
نظرات جدید