توی فیلم “ویکی، کریستینا، بارسلونا” یه صحنه هست که توش کریستینا، داره برای دوستاش تعریف میکنه که فقط یکبار به صورت کاملا پیش بینی نشده، با دوست دختر سابقِ دوست پسرش خوابیده و در جواب اینکه پس bi-se-xu-al* هستی میگه:
“No… I see no reason to label everything. I’m me! You know.”
بعضی از آدم ها هستند که بدون برچسب زدن نمیتونند زندگی کنند. مطمئن نیستم ولی بیشتر این نوع آدم هایی که من باهاشون برخورد داشتم در زندگیشون آدم های منظمی بودند و برای همه چیز قانون و مقررات داشتند. حالا یا برگرفته از عرف یا برگرفته از برداشت ها و تجربه های شخصی خودشون. این آدم ها نمیتونند هرج و مرج رو تحمل کنند. قدرت تفکر موثر رو توی شرایطی غیر از شرایط خاص و با قاعده خودشون از دست خواهند داد و برای همین هم سعی میکنند همه چیز رو در چارچوب هایی که میشناسند جا بدند تا بتونن نتیجه گیری کنند.
اینجور آدم ها منطق خطی دارند. بیشتر حاصل همون پ آنگاه کیوست. بعضی هاشون هم عجول هستند و میخواهند زود به نتیجه برسند. برچسب بزنند و طبقه بندی کنند و همه چیز رو توی قفسه های ذهنشون مرتب کنند. غیر از این باشه تمرکزشون بهم خواهد خورد. از دید اونها هر کلمه ای که از دهان تو بیرون بیاد و هر حرکتی که در لحظه از خودت نشون بدی برنامه ریزی شده ست. این رو گفتی پس منظورت اینه. حتی اگر قبلا حرکتی کرده باشی که منظورت رو نفهمیده باشند و توی قفسه علامت سوال ها باشه هنوز سعی میکنند ربطش بدند به مفهومی که الان گرفتند و پیش خودشون فکر میکنند اوه، پس اوندفعه هم که اون کار رو کرد بخاطر همین بوده. میخواهند و باید برای هر عملی دلیلی پیدا کنند. براشون حرف و کار بی دلیل (دلایل موجود در دایرةالمعارف اونها) معنا نداره. راستش رابطه با اینجور آدم ها اگر از این دسته نباشید کمی تا قسمتی عذاب آور خواهد شد. خصوصا اگر برای ناراحت نکردنشون مجبور باشید خودتون رو کنترل کنید. یا بخواهید برای یکیشون که از چیزی اشتباها ناراحت شده توضیح بدید که اینجور نیست و بخواید دلداریش بدید.
من در مورد درجه حادش صحبت میکنم البته. خیلی از ماها تا یه درجه ای برای خودمون ممکنه دسته بندی هایی داشته باشیم که در مواقعی که لازم باشه نتیجه بگیریم و قضاوت کنیم بهشون مراجعه کنیم. دامنه صحبتم بیشتر شامل آدم هاییه که در یک برخورد کوتاه اول هم در مورد دیگران قضاوت میکنند و برچسب میزنند روی اعمالشون. و کافیه که کمی خام و بی تجربه هم باشند اونوقت مدام نظرشون عوض خواهد شد و طبقه تو رو توی ذهنشون عوض خواهند کرد و جالب اینجاست ک اونقدر هم به منطق خودشون اطمینان دارند که بر مبنای همون نتیجه های اشتباه هر بار باهات برخورد میکنند و اگر اهل غیبت و تاثیر گذاری روی دیگران باشند انتشارش هم خواهند داد.
من آدم منظمی نیستم، مغزم هم همینطوریه. عین صفحه دسکتاپم. عین هارد کامپوترم. ممکنه هر چند وقت به چند وقت سعی کنم منظمش کنم و هر چیزی رو بذارم جای خودش. ولی دسته بندیهام هم اینقدر با استثنا مواجه خواهد شد که در نهایت برمیگردیم سر جای اول و هر دسته شاید فقط یک عضو داشته باشه. برای منی که چهارچوب های کج و کوله و درب و داغونی دارم زندگی و منطبق شدن در جهان بیش از حد منظمِ این افراد خیلی سخته. مردم معمولا دوست ندارند رفتارت غیر قابل پیش بینی باشه. برای همین سعی میکنند یک تصور ازت داشته باشند تا با اون شناخت بتونن دستت رو بخونن.
مثلا من عادت ندارم هر روز سر یک ساعت خاص یک فنجان قهوه ی فلان با یک قاشق شکر در فلان کافه بخورم. من هر وقت عشقم بکشه، هر جا که دوست داشته باشم هر نوع چای یا قهوه ای که اون موقع میل داشته باشم رو سفارش میدم و هیچ دلیلی نمیبینم که برای این کارم قانونی داشته باشم و بهش وفادار بمونم. خوب طبیعیه که هر آدمی علائق خاص خودش رو در هر زمینه ای داشته باشه، ولی علائق من اونقدر خاص نیستند که بشه تعمیمشون داد و یک دسته ازشون ساخت. اونقدر پراکنده و متغیر هستند که در هیچ چهارچوب همیشگی نخواهند گنجید. توضیح دادنشون زیاد آسون نیست. وقت و حوصله میخواد. برای همین یاد گرفته م که در مقابل سوال جواب های آدم های کنجکاو جواب های کوتاه و ثابت بدم. ولی وای به روزی که عملی خلافِ دانسته های قبلیشون ببینند. بعضی ها حتی انتظار دارند به پاسخی که در جواب به سوالشان از برنامه آینده تان (که هیچ ایده ای در موردش نداشته ای) بلغور کرده اید هم وفادار بمانید و اگر اینطور نباشید و خیلی هم احساس صمیمیت کنند شاکی خواهند شد که حقیقت را به ایشان نگفته اید پنهان کاری کرده اید!!!
اشتباه نکنید، منظورم این نیست که روش چه کسی درست تره. خودم رو هم در مواردی از تفکر خطی مبرا نمیدونم. فقط میخوام بگم که سعی کنیم یه ذره بازتر فکر کنیم. اینقدر برچسب نزنیم و قضاوت نکنیم. اینقدر نسخه مربوط به خودمون رو برای دیگران نپیچیم. رفتار آدم ها بر اساس جهان بینی هاشون خیلی متفاوت خواهد بود. همون کاری رو که من به دلیل ایکس انجام میدم ممکنه کسی با دلیل وای یا زِد انجام بده. جهان بینی آدم ها خیلی پیچیده ست، محیط، فرهنگ، تربیت، جنسیت، ظاهر، خانواده، ژنتیک، تحصیلات، شغل، دوستان و هزاران هزار عامل دیگه پایه های جهان بینی یک آدم رو تشکیل میدن. حتی دو دو قولوی همسان هم در موردی مشابه میتونن عکس العمل های متفاوت نشون بدن. آدم ها خیلی پیچیده تر از اون هستند که بشه با یک یا چند پ آنگاه کیو حلشون کرد. برای نتیجه گرفتن همیشه بهتره کمی تامل کنیم.
* دودردو که همینجوریش فیلتر هست پس به قول خارجکی ها what’s the point?


















